هزار چشمه ی احلی من العسل چشمت
زجلوه ی نفست جلوه میکند توحید
هزار چشمه ی احلی من العسل چشمت
مقام پای تو را بوسه می زند خورشید
زجلوه ی نفست جلوه میکند توحید
هزار چشمه ی احلی من العسل چشمت
مقام پای تو را بوسه می زند خورشید
اشعار شب ششم محرم 92
غزل کربلا
یا که روزی غم امسال دارد می رسد
محمل و بازار و سنگ و ناسزا و قبل تر
آه از این واژه ها، گودال دارد می رسد....
حضرت قاسم بن حسن(ع)
سیـــــــــزده جام زلعلت زده غم پی در پی
عســـل است اینکه به لب ریخته ای یا که می؟
چه شکوهی است در این جشن که برپا کردی
می زدندت همه با هر چه شد از کی تا کی....
بقیه در ادامه مطلب
شاعر : رضا دین پرور
وقتی که اشک روز چو باران و برف بود
کشته شدن برای عمویم به صرف بود
وقتی عسل جوانه زد از کام تشنه ام
سینه برای پر زدنم مثل ظرف بود
هرم کویری عطش من فرا گرفت
دریای داغ های دلم را که ژرف بود
تیرو زبان ناطق شمشیر و نیزه ها
مثل حسن غریبی من هم سه حرف بود....
بقیه در ادامه مطلب
شاعر : رضا دین پرور