اشعار شب هفتم محرم 92
غزل حرم
اینجا کجاست؟ پرشده دور و برم حرم
اینجا کجاست؟این همه ذکر حرم حرم
هربار کربلای تو را... اشک اشک اشک
تصویر تارِ پیش ِدوچشمِ ترم حرم
از بس گرفته است مرا حال روضه ات
هرشب به خواب می گذرد از سرم حرم
پشت سرم دعای قدیمی فطرس است
هرجا کبوترت بشوم می پرم حرم
دنیا کشیده است به بندم، ولی چه غم
وقتی که هست روزنۀ آخرم حرم
دارد حسین میزند از آسمان صلا:
روضه تمام که بشود می برم حرم
خاکم کنید گوشه کنار حسینیه
یعنی به گفته های دل مادرم حرم
دارد فرات روی همه بسته می شود
امشب به بعد، دغدغه ی دیگرم حرم
حضرت علی اصغر(ع)
تاول روی لبـــــــــــت می ترکد گریه نکنگل من قهر نکن با مــــن و بد گریه نکن
صورت تو زده خشکـــــی چقدر مادرجان
آتشی بر دل من اشــک تو زد گریـه نکن
لااقل فکر دل نــــــــازک مـــادر هـم باش
ترک پلک ترت باز شود گریـــــــــه نکن
بند قنداق تو انگار که پاره شــــده است
پاره شد بند دلم زیر لــــــــگد گریه نکن
چند روز است که مردی شده ای بهر خودت
که بزرگی کسی نیــــست به قد گریه نکن
اینقدر چنگ مـــــــکش روی خراش قبلی
شاید این سینه کمـــی شیردهد گریه نکن
تشنگی تاختـــــــــه انگار به میدان گلوت
هقهقت تکه و پاره است چه حد گریه نکن
جه فشاری است که برحنجره ات می آری
مانده تا حرمله تیـــــــرت بزند گریه نکن
باورم نـــــــــیست بـــبرّم زگلویت من، دل
باورم نیست که حلقــــــت بدرد گریه نکن
آسمان کاش کمی مثل رگت غــیرت داشت
خونت آماده شده تا بجــــــــهد گریه نکن
خبر مشک رسیده به حــــــرم پس مِن بعد
شود این دشت پر ازسنگ لحد گریه نکن
ترسم این است بیفتــــــــند به جان خیمه
آه اگر اسب به رویــــــت بدود گریه نکن
شاید آغوش پدر امـــــــــن ترین جـا باشد
سرتو با سر بابا همــــه جا پــــــــا بـاشد
شاعر : رضا دین پرور
عــــریضــــه